جاودانه باد روزی به نام زن...."درحریم حیا"

به نام فاطمه علیهاالسلام،بالا نشین تاریخ عفاف ؛همو که هجوم پیمان شکنان ،اندامش را فرو ریخت؛بی انکه توانسته باشد پرده از بلندای قامت حجب او براندازند؛....
به نام زینب علیهاالسلام،بانوی اول کربلا که در مقام خواهری، ولایت مولایش را در سینه جای داد واستقامت نینوا را در خیمه صبوری ها ی خویش معنا داد...
به نام معصومه علیهاالسلام بانوی کرامت که در غریبانه ترین روزهای بارانی ،غربت دلها را در شبستان آشنایی پناه می دهد...و آفتاب بزرگواریش و روشنای حضور و ضریح و آستانش ،عشق زائران را تا "اشفعی لنا فی الجنه"پرواز می دهد....
....و به نام زن که نشانی "معراج" را باید از دامان پاکش سراغ گرفت...همو که حرمتش را تنها در حریم پاک حیا می یابد....
*****************
...واین روزها متفاوت تر از همیشه من به زن بودنم می بالم....؛شاید نسبتی موزون دارد با میزان دانایی من از مسیر و مقصدی که" فطرت" نقطه ثقل و موزون ساز طی آن است... عجیب انکه به نسبت دوری من ازداشته های فطری ،سایه سنگین بی قراری بر روحم حقیقتی است بدون ابهام و غیر قابل انکار....
شاید زیباترین وجهش همین داشته های معرفتی به تعبیر من بالقوه ایست که با فطرت زنانه من امیخته است...در نگاه سطحی اول تعبیرمان" محدودیت" است و...اما مدتها بود در عجب بودم از حکمت بیقراری حاکی از نوعی بی تعادلی یا همان گشتالت ناقصی که میل به کامل شدن دارد و در رنج بی تعادلی است....تجلیش بارز بود اما دلیلش را نمی شناختم....
زن هستم با افتخار ...اما عجیب تنها ارامش را در زمانی عمیقا لمس می کنم که با همان معیارهای زن الگوی مکتب راه را می روم....،هرچه بیشتر به سمت و سوی محدودیت های خود ساخته - تعبیر امروز من از ازادی-حتی در لوای اقتدار و غنای زن اجتماعی و....می روم ...بیقرارتر می شوم...گویی گمشده ای دارم که فریادش را در تمامی لحظاتم می شنوم ...؛
...واگر این روزها متواضع تر از پیش به حرمت نام بانوی تاریخ می ایستم همه به سبب لذت میزان اقتدایی است که به سیره زیبای این بانوی عفیفه هجده ساله تاریخ دارم...شاید سالها فرصت محک محفوظات را چون امروز نداشتم اما اکنون که در محک تجربه های باطنی محفوظات، مفروضه هایی برای معرفت می شوند ،امروز دیگر اگر قیاس می کنم قدمهایم را به ریز و آپدیت می کنم نفسهایم را با شمارش قدمها و نفسهای "بانوی معیار تاریخ" ؛تنها به سبب بشارتهای آتی نیست ....غم آرامش امروز دارم و اندکی حب نفس که می خواهد در ین لحظاتِ اکنون آرام باشد....
شاید چون منی باشد باز هم که اگر نماز هم می خواند و نمازش هم با وضوی ولای علوی است و دغدغه هایش هم مبارک است و زینبی ....اما تنها ان لحظاتی که چون ریحانه در صدف حیای فاطمی است خود را به خدا نزدیک تر می بیند و حلاوتش را بدون قیاس ؛
وطبیعی است که اکنون بیش از همیشه این الگو را می ستایم ....از آن هنگام که فارغ از غم عذاب و وعده های شیرین به حرمت حریم حیا می اندیشم .... تب دار غم شیرین و التهاب دوری دیرین خویشم از حیات این ریحانه .......
******************