تبليغاتX
من می گویم ...تو بنویس

من می گویم ...تو بنویس

من می گویم تو بنویس...ای قلم ای همدم خستگی هایم

جاودانه باد روزی به نام زن...."درحریم حیا"

جاودانه باد روزی به نام زن؛..به نام او که در حریم حیا،حصار بسته جهل را شکست..

به نام فاطمه علیهاالسلام،بالا نشین تاریخ عفاف ؛همو که هجوم پیمان شکنان ،اندامش را فرو ریخت؛بی انکه توانسته باشد پرده از بلندای قامت حجب او براندازند؛....

به نام زینب علیهاالسلام،بانوی اول کربلا که در مقام خواهری، ولایت مولایش را در سینه جای داد واستقامت نینوا را در خیمه صبوری ها ی خویش معنا داد...

به نام معصومه علیهاالسلام بانوی کرامت که در غریبانه ترین روزهای بارانی ،غربت دلها را در شبستان آشنایی پناه می دهد...و آفتاب بزرگواریش و روشنای حضور و ضریح و آستانش ،عشق زائران را تا "اشفعی لنا فی الجنه"پرواز می دهد....

....و به نام زن که نشانی "معراج" را باید از دامان پاکش سراغ گرفت...همو که حرمتش را تنها در حریم پاک حیا می یابد....

*****************

...واین روزها متفاوت تر از  همیشه من به زن بودنم می بالم....؛شاید نسبتی موزون دارد با میزان دانایی من از مسیر و مقصدی که" فطرت" نقطه ثقل و موزون ساز طی آن است... عجیب انکه به نسبت دوری من ازداشته های فطری ،سایه سنگین بی قراری بر روحم حقیقتی است بدون ابهام و غیر قابل انکار....

شاید زیباترین وجهش همین داشته های معرفتی به تعبیر من بالقوه ایست که با فطرت زنانه من امیخته است...در نگاه سطحی اول تعبیرمان" محدودیت" است و...اما مدتها بود در عجب بودم از حکمت بیقراری حاکی از نوعی بی تعادلی یا همان گشتالت ناقصی که میل به کامل شدن دارد و در رنج بی تعادلی است....تجلیش بارز بود اما دلیلش را نمی شناختم....

زن هستم با افتخار ...اما عجیب تنها ارامش را در زمانی عمیقا لمس می کنم که با همان معیارهای زن الگوی مکتب راه را می روم....،هرچه بیشتر به سمت و سوی محدودیت های خود ساخته - تعبیر امروز من از ازادی-حتی در لوای اقتدار و غنای زن اجتماعی و....می روم ...بیقرارتر می شوم...گویی گمشده ای دارم که فریادش را در تمامی لحظاتم می شنوم ...؛

...واگر این روزها متواضع تر از پیش به حرمت نام بانوی تاریخ می ایستم همه به سبب لذت میزان اقتدایی است که به سیره زیبای این بانوی  عفیفه هجده ساله تاریخ دارم...شاید سالها فرصت محک محفوظات را چون امروز نداشتم اما اکنون که در محک تجربه های باطنی محفوظات، مفروضه هایی برای معرفت می شوند ،امروز دیگر اگر قیاس می کنم قدمهایم را به ریز و آپدیت می کنم نفسهایم را با شمارش قدمها و نفسهای "بانوی معیار تاریخ" ؛تنها به سبب بشارتهای آتی نیست ....غم آرامش امروز دارم و اندکی حب نفس که می خواهد در ین لحظاتِ اکنون آرام باشد....

شاید چون منی باشد باز هم که اگر نماز هم می خواند و نمازش هم با وضوی ولای علوی است و دغدغه هایش هم مبارک است و زینبی ....اما تنها ان لحظاتی که چون ریحانه در صدف حیای فاطمی است خود را به خدا نزدیک تر می بیند و حلاوتش را بدون قیاس ؛

وطبیعی است که اکنون بیش از همیشه این الگو را می ستایم ....از آن هنگام که فارغ از غم عذاب و وعده های شیرین به حرمت حریم حیا می اندیشم .... تب دار غم شیرین و التهاب دوری دیرین خویشم از حیات این ریحانه .......

******************

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 0:57  توسط شمیم  | 

رایت کربلایی "هل من ناصر" حسین(ع) همچنان در اهتزاز است...

 

       چه دیرباورند و ساده انگار،.. آنان که کربلا و ندای هل من ناصر ش را در قرن یکم هجری جاگذارده اند و تاریخ  انقضا بر علم سرخ کربلای حسینی درج می کنند...،از پس قرنها روزهای تقویم را به انتظار دهه سرخ محرم و احیای خیمه عزای آل الله می نشینند اما هنوز رد دستهایی که بر سینه زده اند،هاله ایست بر روی دیدگانشان که نمی گذارد در حکمت این سه واژه آسمانی تأمل کنند...."کل یوم عاشورا"...؛وچه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم، که "هر زمان عاشوراست و هر مکان کربلایی دیگر..."

 ...وامروز در روزهای پایانی تقویم هجرت که قراری مبارک و سه جانبه است میان ما و آل رسول و ذخیره ال الله بر روی أرض و می شماریم اخرین دقایقش را به امید آغاز تقویم و گاهشمار ظهور قمری ؛اما این روزهایش روزهای اتمام حجتی است آشکار بر عاشورائیان عصر انتظار و حضور...کربلای امروز عمرسعد و شمرهایش بسیار است و وعده های گندمگون بسیاری در آستین دارد... 

     "مجال و مقال ذیل گلایه فریادگون این روزهای ماست....؛به قلم  و کلام زیبای عزیزی دیگر.....

 

                              

درواپسین روزهای سال گذشته شمسی بود که اردوغان نخست وزیر اسلامگرای ترکیه با هشدار به رژیم آل سعود درباره اعزام نیروی نظامی به کشور بحرین گفت:«ما نمی خواهیم که شاهد درگیری های مذهبی بین مسلمانان و وقوع یک کربلای دیگر باشیم»،

 اکنون اما این کربلا با همدستی و هم داستانی «شیوخ نفتی» بر قرارشده و ندای حق طلبی و «هل من ناصر ینصرنی» ملت بحرین می رود تا ناشنیده گرفته شود زیرا «مرزها»، مرزهای جعلی که روزگاری بریتانیا براین پهنه کشید، سنگ ها را بسته و سگ ها را رها ساخته تا نتوانیم آنچنانکه شایسته و بایسته است به یاری آنکسی بشتابیم که باید برویم.

باید به گونه ای دیگرنوشت ، باید به گونه ای دیگرسخن گفت، فراتر ازچارچوب های عادی و عرفی ودیپلماتیک، بی پروای این وبی خوف از آن، چنانکه گویی محشری است وابا عبدالله الحسین(ع) پیشاپیش ما و چشم در چشم ما ایستاده و ما مغموم که یا مولا بازهم نشنیده ایم ندای هل من ناصر تو را و خلف شایسته ات را که گفت:«کل یوم عاشورا، کل ارض کرببلا، کل شهرا محرم».

ما چه باید بکنیم؟ به عرف دیپلماسی امروز گردن نهیم یا گردنمان رادرمحشرپیش سیدالشهدا(ع) کج کنیم؟ کدام درست است؟ تاکی باید خار در چشم واستخوان در گلو بمانیم؟

اگر برای آل سعود و آل خلیفه و خلیفه های خلاف کاردیگر، حفظ چاه های نفت ارزش اینهمه قصاوت را دارد چرا حفظ آرمان های ما نباید ارزش شهادت را داشته باشد؟

بحرین امروز چیزی بیشتر از تلفن و پیغام و پسغام نیاز دارد، باید انرژی بیشتری گذاشت، باید کار دیگری کرد، باید راه دیگری جست.
مبادا مرزها به ما خیانت کنند، مبادا مرزها ما را به قلمرو یزید ببرد،
مبادا مرزها ما را شرمنده سیدالشهدا کند،
ما شرمنده ایم سید، ما شرمنده ایم سالار،
ما نمی دانیم چه باید بکنیم،
ما می دانیم چه باید بکنیم ولی نمی توانیم،
قوانین قشنگ دنیای زشت امروز خیلی ظالمانه است سید،
ما اسیرقوانین شده ایم و چون بازماندگان نینوا از پی قافله کربلا به شام سیاه زمان خود روانیم،
و نمی دانیم تو چگونه به ما خواهی نگریست،
اینجا لشکر شمر مجهزتر از دیروز خون خدا را بر زمین می ریزد و آب دردل یزید تکان هم نمی خورد،
ما مانده ایم و داغ مکررکربلا،
ما مانده ایم و بهتان کارهای نکرده ،
ای کاش همه آنچه شورای سفیان های خلیج فارس می گفتند واقعیت داشت و ما به طور کامل در آنجا دخالت می کردیم تا لااقل شرمنده تو نباشیم سالار،
افسوس کاری نمی کنیم ولی تهمت را می خوریم،
و این پرده دیگری از تزویرهای مدرنی است که دنیای ما را می سازد و آخرت ما را به سایه می برد،
ای کاش می شد مرزها را کناری نهاد و دلها را به یاد کربلا جلا داد،
ای کاش می شد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 21:55  توسط شمیم  | 

حاج عماد ؛موسیقی مرگ مرکاوا

        به بهانه سالگرد عروج حاج رضوان ....

   این روزها  نام حاج عماد یا حاج رضوان  و "حاج همت "را فارغ از محل تولد و دوری مرزهای حغرافیایی    با یک الفبا می نویسیم...چون فرزندان حزب الله و امام روح الله با هر بعد مسافتی و در قالب هر مرزی و  زبانی با هم علقه ای دیرینه دارند...این روزها نسل انقلابی فرزندان امام  در هرکجا در یادنامه حاج رضوان سرداری که" موسیقی مرگ مرکاوا" را نواخت ،با عشق قلم می زنند...  

    درین بهانه مقدس به دوستان عزیزی که این روزها توفیق زیارت حرم "بانوی کریمه قم" را پیدا می کنند،تاکید می کنم که نمایشگاه بسیار زیبای "جیش روح الله" که حاصل عزم جوانان حزب الله لبنان هست رو از دست ندهند...عطر مقاومت، حاج رضوان و...در شبستان نجمه خاتون مست می کند هرآنکه را در سر هوس است...   

 

صفحات زندگی کوتاه شهید حاج رضوان پر است از حماسه و عشق و ایثار. اگر چه کمتر کسی یارای دسترسی به همه آن را دارد.


21 تير 1341
شهرصور، روستاي طيردبا
در خانه حاج فائز اولين پسر خانواده پا به عرصه وجود مي گذارد. پدر، به شغل كشاورزي اشتغال دارد،
اما از آن جا كه دخل و خرجشان به هم نمي خورد، مانند بسياري ديگر از شيعيان جنوب لبنان مجبور مي شوند به بيروت كوچ كنند. خانواده مغنيه ابتدا در محله رأس النبع از محله هاي فقيرنشين منطقه مسيحيهاي شرق بيروت ساكن مي شوند، اما پس از چند سال به اجبار به روستاي خود بازمي گردند. در آن جا عماد 13 ساله براي كمك به خانواده به كار در باغ هاي ديگران مشغول مي شود. او دستمزد اندك كارش را براي ساخت مسجد روستا اختصاص مي دهد. آن ها چند سال بعد دوباره به سوي بيروت بار سفر مي بندند و اين بار محله شيعه نشين بئرالعبد ماواي آن ها مي شود. در آن جا حاج فايز به شغل آزاد روي مي آورد و مغازه اي براي خود دست و پامي كند. در همين سال ها عماد تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس دولتي بيروت پشت سر گذاشته و براي ادامه تحصيل در رشته مديريت بازرگاني دانشگاه معتبر آمريكايي بيروت (AUB) ثبت نام مي كند، اما بيش از يك سال سر كلاس درس دانشگاه حاضر نمي شود و به كلاس مقاومت و مبارزه با اشغالگري پاي مي گذارد.

تابستان 1359
پادگان آموزشي الدامور*
عماد 18 ساله، با پيوستن به جنبش مقاومت فلسطين(فتح)-كه آن روزها جدي ترين گروه در
مبارزه بر ضد اسراييل بود- اولين دوره آموزش نظامي را در اين پادگان پشت سر مي گذارد. او در اين دوره و دورههاي بعدي آموزش، چنان خوش مي درخشد كه فرماندهان نظامي فتح را شگفت زده مي كند و در نتيجه اين شايستگيها خيلي زود به عضويت يگان نظامي 17 كه مسئوليت خطير حفاظت از مسئولين فتح را بر عهده دارد، در مي آيد. او در همان دوران در جلسات درس و سخنراني علامه محمدحسين فضل ا...- سطوح مقدماتي دروس حوزوي را پشت سر مي گذارد. جنبش فتح نمي تواند به تمام خواسته ها و ايده هاي او پاسخ دهد؛ او كارهاي بسيار بزرگي در سر دارد.

*15 كيلومتري جنوب بيروت

تير 1361
دره بقاع، شهر نبطيه
ارتش اسراييل به بهانه بيرون راندن مبارزان فلسطيني از لبنان، به اين كشور حمله مي كند
و به راحتي تا بيروت پيش رفته و آن را به اشغال خود در مي آورد. در همين اوضاع 1500 رزمنده ايراني، سرخوش از آزادسازي خرمشهر به جنوب لبنان اعزام مي شوند تا هسته اوليه تشكيلاتي را پايه گذاري كنند كه در آينده منشاء خدمات بسياري به لبنان شد؛ حزب ا... لبنان. در اين اوضاع، عماد 20 ساله نيز همراه جمعي از دوستان هم سن وسالش كه از جنبش فتح يا امل جدا شده، سازمان جهاد اسلامي لبنان را تشكيل مي دهد كه اولين اقدام آن ها كنترل شهر استراتژيك نبطيه در دره بقاع - جايي كه اولين پادگان آموزش نظامي سپاه هم در آن جا كار خود را آغاز مي كند - و در مثلث مرزي لبنان، سوريه و فلسطين اشغالي قراردارد. ابتكار عمل و دقت عماد در برنامه ريزي براي آزادسازي اين شهر، باعث تعجب نيروهاي مبارز و نيز حيرت اسراييلي‎ها مي شود.


بيروت، مقر تفنگداران دريايي آمريكا (مارينز)
كاميون بمب گذاري شده سياه رنگي به سرعت به فرودگاه بيروت نزديك مي شود و پيش از آن
كه فرصت كوچكترين تحرك و عكس العملي براي نگهبانان فراهم شود، خود را به ساختمان مارينز كه كنار فرودگاه قرار دارد مي كوبد و بعد هم انفجار بي سابقه اي رخ مي دهد كه در جريان آن بيش از 200 تفنگدار اشغالگر آمريكايي كشته مي شوند. همزمان با اين انفجار، قرارگاه چتربازان فرانسوي در بيروت هم منفجر مي شود. فردي ناشناس از سوي سازمان تازه تأسيس جهاد اسلامي لبنان در تماسي با دفتر خبرگزاري فرانسه در بيروت، مسئوليت تمامي اين انفجارها را بر عهده مي گيرد و هدف آن را خروج اشغالگران و آزادي لبنان و قدس شريف بيان مي كند.پس از اين حوادث، رونالد ريگان رييس جمهور آمريكا وعده مي دهد كه دولت آمريكا، اگر صد سال هم طول بكشد، طراح اصلي اين عمليات ها را تعقيب و مجازات خواهد كرد. از اين تاريخ، نام عماد در فهرست ترور سازمان هاي امنيتي غرب قرار مي گيرد و سيا براي دستگيري وي جايزه بزرگ 5 ميليون دلاري تعيين مي كند.


دره بقاع
شوراي مركزي حزب ا... لبنان در پايان اولين گردهمايي خود در سالگرد شهادت شيخ راغب حرب، با صدور بيانيه اي به طور رسمي تشكيل اين جنبش را اعلام مي كند.
بسياري از دوستان عماد در حزب ا... عضو مي شوند، اما او به همراه عده اي ديگر سازمان جهاد اسلامي لبنان را اداره مي كند كه در آن زمان به واسطه عمليات هاي بديع خود شناخته شده ترين جريان مقاومت ضد اشغالگري بود.
عماد تا چند سال بعد هم در بسياري از برنامه ها به آن ها كمك مي كند، اما به طور رسمي عضو حزب ا... نيست و براي خود تشكيلات جداگانه اي دارد.


نيويورك تايمز
براي اولين بار، اين روزنامه در گزارشي به طور عمومي نام عماد مغنيه را منتشر كرده و مدعي مي شود او مغز متفكر ربودن هواپيماي خطوط T.W.A در مسير آتن به رم است كه در جريان آن يك افسر نيروي دريايي آمريكا كشته شد و 39 آمريكايي ديگر، 17 روز گروگان بودند و سپس با بيش از 700 زنداني شيعه و سني در زندانهاي اسراييل مبادله شدند.
در اين شرايط عماد كم كم به فعاليت محرمانه روي مي آورد و ديگر جز عده اي محدود، كسي از او خبر ندارد. او نام حاج رضوان را براي هويت جديد خودانتخاب مي كند.

آبان 1368
عربستان ، شهر طائف
با پا درمياني چند كشور عربي،احزاب و جريانات مختلف لبناني كه درگير جنگ داخلي هستند گردهم مي آيند تا اختلافاتشان را حل و فصل كنند. درنتيجه آن پيماني امضاء مي شود كه همه گروهها را ملزم مي كند كه سلاح خود را تحويل دهند، اما حزب ا... از اين بند استثنا مي شود، چراكه خيلي از اعضاي جلسه اعتقاد دارند فقط دشمنان لبنان هدف سلاح حزب ا... قرار مي گيرند و تا آن ها هستند حزب ا... هم بايد مسلح باشد. جهاد اسلامي لبنان هم يكي از گروه هايي است كه پس از پيمان طائف به فعاليت هاي خود پايان مي دهد و اعضاي آن به همراه فرمانده شان به حزب ا... مي پيوندند.
مسئولين حزب ا... به واسطه شناخت دقيقي كه از حاج رضوان دارند خيلي زود به او اعتماد مي كنند و همين موجب مي شود عماد پله هاي ترقي را به سرعت پشت سر گذاشته و معاونت جهادي حزب ا... را كه تمام امور نظامي و امنيتي را پوشش مي دهد، عهده دار شود.


جنوب بيروت، محله صفير
موساد سعي مي كند توسط فردي به نام احمد حلاق كه سابقه عضويت در فتح را دارد و از طريق فواد مغنيه به برادرش عماد دست يابد. حلاق خود را يك تاجر علاقه مند به حزب ا... معرفي مي كند و به بهانه كمك اقتصادي به حزب ا...، اعتماد فواد را كه او هم تاجر است، جلب مي كند. او از فواد مي خواهد كه قرار ملاقاتي با عماد ترتيب دهد تا كمكهاي مالي اش را به او تحويل دهد. قرار گذاشته مي شود، اما ساعتي قبل از زمان موعود حاج رضوان از حضور در آن منصرف مي شود، اما فواد به همراه چند تن ديگر از اعضاي حزب ا... در آن جا حضور مي يابد. صهيونيست ها كه فكر مي كنند تيرشان به هدف خورده، در محل جلسه خودروي بمب گذاري شدهاي را منفجر مي كنند كه در اثر آن سه نفر از جمله فواد، شهيد و 15 نفر زخمي مي شوند. آن ها اما خيلي زود مي فهمند كه تيرشان به سنگ خورده، بنابراين براي ترور عماد در تشييع جنازه برادرش برنامه ريزي مي كنند، اما عماد در آن مراسم هم شركت نمي كند و شب بعد از خاكسپاري فواد، بر سر مزارش حاضر مي شود.


جنوب لبنان، نيمه‎شب
اسراييل آخرين نيروهاي خود را هم از منطقه جنوب لبنان خارج و سعي مي كند اين كار را در تاريكي انجام دهد تا هزينه ها و تلفاتش كمتر شود. اولين شكست فضاحت بار صهيونيست‎ها در طول تاريخ رقم مي خورد. عماد كه خود براي تدبير امور در بيروت حضور دارد، يكي از فرماندهان حزب ا... را مأمور مي كند به همراه اولين كاروان اهالي جنوب به اين منطقه عزيمت كرده و به ساكنان مسيحي شهرهاي جنوبي اطمينان دهد جان و مال و ناموس آن ها محفوظ است و مقاومت از آن ها حمايت مي كند. در همان حال عماد در جلسه‎اي كه سيد حسن نصرا... و ساير مقامات حزب ا... حضور دارند، پيشنهاد مي دهد براي تحقير بيشتر اسراييلي‎ها، آن ها را تا لحظه آخر دنبال كنيم تا فرارشان واقعي تر شود.


بيروت، بقاع، صور، بعلبك و...
عماد با تكيه بر تجربه 20 ساله مبارزه با اسراييل كه به خروج آن ها از لبنان انجاميد، فرصتي يافته است تا به بازسازي توان رزمي، دفاعي و امنيتي حزب ا... بپردازد. او آموزشهاي سخت و طاقت فرساي جديدي را براي نيروهايش ترتيب مي دهد و بدين شكل به تربيت چندين هزار نيروي ورزيده اقدام مي كند. از جمله آموزشهايش تدريس مباني و اصول مديريت است. او در همين حال تلاش مي كند پيشرفته ترين سلاحهاي مورد نياز براي جنگ هاي چريكي و پارتيزاني را فراهم آورد. تجهيز حزب ا... به چندين هزار موشك زمين به زمين كوتاه برد و ميان برد از ديگر كارهاي اوست. اقداماتي كه نتيجه اش در نبرد نابرابر 33 روزه به خوبي ديده مي شود.


شب، عيت‎الشعب مرز فلسطين

حاج عماد ميهمان يكي از فرماندهان مقاومت است. در حالي كه ساعتي بيشتر تا شام باقي نمانده، عماد منزل ميزبانش را ترك مي كند و در پاسخ به اصرارهاي مكرر او مبني بر ماندن و صرف شام مي گويد كار مهمي امشب در پيش دارم. ساعاتي بعد و پس از پايان موفقيت آميز عمليات ربودن «گولد فاسر» و «الدادا ريغيف» - دو سرباز اسراييلي- حاج رضوان مجددا به منزل همان دوستش باز مي گردد و عمليات موفقيت آميزش را براي او شرح مي دهد و در همان جا دوستش پيشنهاد مي دهد نام عمليات را «وعده صادق» بگذارند.


جنوب لبنان

ارتش اسراييل كه از ماه ها پيش با برگزاري چندين مانور در حال آماده شدن براي آغاز جنگي جديد عليه حزب ا... در پاييز است، مجبور مي شود برنامه خود را به جلو بيندازد و به بهانه آزادسازي دو اسير خود، از هوا و دريا و سپس با نيروي زميني اش به جنوب لبنان حمله كند. حاج عماد كه جهت انجام عمليات ربايش سربازان اسراييلي در منطقه حضور دارد، بلافاصله تدابير لازم براي مقابله با اين حمله همه جانبه را پي ريزي مي كند. اگرچه ارتش پيشرفته صهيونيستي در روزهاي اوليه جنگ توفيقات محدودي به دست مي آورد، اما كار كه بالا مي گيرد و حزب ا... گوشه اي از برنامه ايي كه حاج عماد طراحي كرده است را به عرصه عمل مي كشاند، اسراييل چنان حيثيت خود را در خطر مي بيند كه با تلاش آمريكا و فرانسه و ساير كشورهاي همپيمانش، در به در برقراري آتش بس با حزب ا... مي شود.


منطقه مركزي دمشق، حرم حضرت رقيه(س)
از حرم حضرت رقيه(س) تا محله كفرسوسه راه زيادي نيست، امشب حاج رضوان جلسه مهمي در اين محله با جمعي از فرماندهان فلسطيني دارد؛ فرماندهاني كه اكثرا نمي دانند نام اصلي ميزبانشان عماد مغنيه است. اين جلسه در ادامه سلسله جلساتي است كه عماد پس از جنگ 33 روزه با فرماندهان فلسطيني و عراقي، جهت تشكيل جبهه واحد ضد اشغالگري به طور منظم برگزار كرده است. حوالي ساعت ١٠ و ٣٠ دقيقه جلسه به پايان مي رسد. مغنيه به تنهايي از آپارتمان محل جلسه خارج مي شود، براي رسيدن به پاركينگ بايد مسيري را پياده طي كند. به خودرويش مي رسد و دستگيره در ماشين را مي گيرد ناگهان به خودروي عقبي مشكوك مي شود؛ اما ديگر دير شده است... انفجاري مهيب ساكنان محله را سراسيمه به خيابان مي كشاند. سر و صورت عماد سالم است و تنها كمر و پايين تنه او آسيب ديده، اما كسي او را نمي شناسد؛ چراكه مغنيه عمري «مرد سايه» بوده است.


ساعت 22:30، دمشق، محله كفرسوسه، خيابان الحديقه
اهالي محل با خودرويي مواجه مي شوند كه زبانه هاي آتش از آن شعله ور است. پس از چند دقيق نيروهاي امنيتي سوريه كه ساختمان مركزي شان در همان نزديكيهاست، به محل حادثه مي رسند. نيروهاي امدادي تنها كشته اين حادثه را كه فردي ناشناس است انتقال مي دهند.


حوالي ظهر، بيروت شبكه المنار
شبكه تلويزيوني المنار، متعلق به حزب ا... لبنان برنامه هاي عادي خود را قطع كرده و با پخش قرآن و قرائت بيانيه حزب ا... براي اولين‎بار پرده از راز حمله تروريستي شب گذشته دمشق برمي دارد. گفته مي شود بشار اسد، رييس جمهور سوريه نيمه‎هاي شب در تماس با سيد حسن نصرا... به او پيشنهاد مي دهد كه «ما هدف اصلي بمب گذاري را اعلام نمي كنيم شما هم اشاره‎اي به شهادت عماد مغنيه نداشته باشيد تا ماجرا خاتمه يابد و ضربه‎اي به حيثيت حزب ا... وارد نشود» در جواب، نصرا... مي گويد: «ما شهادت اعضايمان، هر كس و در هر جايگاهي كه باشد را با افتخار اعلام مي كنيم.» 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 19:55  توسط شمیم  | 

اینجا ایران است؛صدای جمهوری اسلامی جهان!!

                

                          

...امسال عجب بهمنی است...ما امسال سالگرد جشن فجرمان را نه در تهران که در قلب آفریقا برپا می کنیم؛ ازین پس یازدهمین ماه از سال شمسی گذشته ،آغاز ایام فجر انقلاب اسلامی جهان است و روزشمار معکوس تقویم هم به انتظار مانده تا رسانه انقلاب اسلامیمان نه ملی که جهانی شود و از آن پس به کلام زیبای یک دوست دیگر...                                                                                                              "اینجا ایران است ؛صدای جمهوری اسلامی جهان!!"               

 این روزها در تب جشن های سال نو میلادی در قلب اروپا و آمریکا ،در تاب کشمکش ها و شورش ملت هایشان ؛...اما" درجه تب سیاستمداران غرب نشین به گل نشسته "در این روزهای برفی زیر صفر درجه دیدنی تر است..؛

سال پیش و پیشتر هم این روزها ما و بهمنمان حداقل ده روز از تقویم گلچینی از "آفت"را میهمان دهان سخنگوهای کاخ سیاه و سفید می کردیم ،اما امسال اراده کرده ایم خیال خواب را برای همیشه از دیده این جهودان بربائیم !! جشن سالگرد تولد انقلاب امام خمینی (ره)امسال زاده های بسیار دیگری هم دارد...از عمق نگاه امام روح الله میدان آزادیمان را در امتدادخیابان انقلابی اسلامی در قلب مصر و تونس و...بنا کرده ایم....

"مبارکباد ایام الله فجر انقلاب اسلامی مستضعفان و وارثان أرض بر رهبر و پیشوای انقلاب جهانی ؛

                                                                         "امام سید مهدی "(عج)"

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 0:8  توسط شمیم  | 

دختر مسیحی: آیا اگر برای حجابم کشته شوم ، شهیدم؟

 

بعضی وقتها بد نیست اگر دقایقی به داشته هایمان با نگاهی متفاوت نظری بیندازیم...و یا لیستی از عادت هایمان و یا داشته های عادت شده به مرور بگیریم... من امتحان کردم ،...باور کنید بیشترین شمار این ترکیب داشته هایی هستند که گویی ـ بعد از خوداگاهی ـ  قصد توصیف شخصیتی  رو داریم که برای اولین بار امروز صبح اونو دیدیم ... 

این باب ذیل،... امروز برای من بیش از یک تلنگر بود به تنه استوار عادت هایم.. باور کنید این تلنگر زیبا فقط برازنده ذهن های زیبا هست...دقایقی از ظاهر الفاظ پیش تر بریم و ببینیم ما  در کدام مرز، عادت و ارزش را  با پرچم سفید مصالحه دادیم... ؟!!

دختر مسیحی: آیا اگر برای حجابم کشته شوم شهیدم؟

حجه الاسلام والمسلمین دکتر آقا تهرانی در یکی از خاطرات خود می گوید:یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت:می خواهد مسلمان شود.سوال کردم چه اطلاعاتی پیرامون اسلام دارید؟گفت:به نتیجه رسیده ام مسلمان شوم.پیشنهاد مطالعه چند کتاب را به او دادم،کتابها در اختیارش گذاشته شد؛بعد از مدتی با اشتیاق به نزدم امد و گفت:کتابها را خوانده می خواهم مسلمان شوم....

باز چند کتاب دیگر هم به او دادم و گفتم:اینها را هم مطالعه کنید..این کار چند بار همینطور ادامه پیدا کرد .مطمئن بودم جامعیتی از اسلام و مکتب تشیع از مطالعه کتابها برایش حاصل شده است.یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت:اگر همین الان شهادتین را برایم نخوانید،داخل شهر می روم ،داد می زنم و اعلام می کنم من مسلمان هستم تا همه متوجه بشوند و به این طریق اسلام می اورم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


         

شور و اشتیاق این دختر موجب این شد تا به او قول دهم در مراسم جشن بزرگ میلاد امام حسین (ع) در موسسه ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.روز میلاد امام حسین(ع) مراسم جشن برپا شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشیع الان برگزار می گردد.در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟ بنده نیز سوالی را مطرح کردم و گفتم هر کس جواب را می داند پیرامون آن توضیح دهد؟ سوال در باره مساله "بداء" بود که از اعتقادات مسلم مل شیعیان است.هیچکس جوابی نداد!سوال را ازین دختر پرسیدم ...توضیحاتی پیرامون آن به جمعیت ارائه داد.سپس در جلوی جایگاه قرار گرفت؛پس از اقرار به شهادتین و ارائه عقاید به او ،اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد؛رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را "رقیه" نهادیم...

چند روزی ازین قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کامل اسلامی همراه با مرد و زنی دیدم ، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر مارا مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد… سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان حین، احساس کردم این دختر تازه مسلمان الان در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد به نظر شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ در این مورد خاص ایشان فرمودند اشکال ندارد.

به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع تقلید صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در معرض خطر است اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید، آنچه در جواب شنیدم این بود: دختر تازه مسلمان به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟ گفتم از احکام ثانویه می باشد. تا این را شنید، گفت: «اگر روسری خود را برندارم و بخاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب میشوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را برنمی دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مودبانه دخترشان از این خواسته صرفنظر کردند.آنها عازم فرانسه بودند و با همان حال به طرف فرانسه روانه شدند، آدرس یک مرکز دینی که دوستان ما در آنجا بودند به او دادم و بعدا هم متوجه شدم که الحمدلله با یک جوان مسلمان فرانسوی ازدواج نموده است.

* حجت الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی در دوران اقامت در آمریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت.                  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 1:35  توسط شمیم  | 

شهید ادواردو انیلی

24 آبان سالگرد عروج عاشقانه شهید"ادواردو انیلی" بود....و ازونجایی که مدتهاست "ادواردو" را نماد با عظمتی از  آزادگی  و روشن بینی  دینی در بطن دنیایی از سیاهی ها می دانم و همواره تمام قد به حرمت و  عظمت این اسم می ایستم...بر خودم واجب دانستم در ین روزها من هم سهمی اندک در "یادنامه این ستاره بی افول"داشته باشم...

با جستاری پیرامون این اسم ؛ "ویکی پدیا" فقط  اینقدر از "روح بلند ادواردو" می دانست به نظرم بسیار کم ،با خودم گفتم .."فقط خدا می داند که چه نادانسته ها ازین ماه باقی است..."؛

                                              

    

ادواردو آنیلی                                                            

مهدی آنیلی یا ادواردو آنیلی (به ایتالیایی: Edoardo Agnelli) که متاثر از انقلاب اسلامی ایران، مسلمان و شیعه شد. وی تنها پسر و وارث سناتور و میلیاردر ایتالیایی جیووانی آنیلی بود که در سال ۱۳۷۹ به طرز مشکوکی کشته شد، با این حال طبق نظر دادگاه علت مرگ خودکشی اعلام شد.

ادواردو آنیلی در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک به دنیا آمد .                

او تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا و سپس در کالج آتلانتیک در ویلز در کشور بریتانیا گذراند. پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون آمریکا با درجه دکترا فارغ‌التحصیل شد.

خانواده آنیلی

پدرش سناتور جیووانی آنیلی ثروتمند ایتالیایی و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو، ایویکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ لاستامپا و کوریره دلاسرا، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. افزون بر این‌ها چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و بالگردسازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آن‌ها می‌باشند.

ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می‌گوید:

«

در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتاب‌ها را نگاه می‌کردم چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده‌است. آنرا برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم

 »

بعد از این قضیه به یک مرکز اسلامی در نیویورک مراجعه می‌کند و درخواستش مبنی بر این‌که می‌خواهد مسلمان شود را مطرح می‌کند. آن‌ها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب می‌کنند.

تشیع

نخستین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه‌های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱) از طریق تلویزیون ایتالیا بوده‌است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می‌کند و پیوند دوستی بین آن‌ها ایجاد می‌شود.

دکتر قدیری در مورد نخستین ملاقاتش با ادواردو می‌گوید:

«

بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یک‌شنبه در حالی که من در اقامت‌گاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و می‌خواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر می‌شود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان می‌گوید خدا هر در بسته‌ای را می‌گشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبال‌اش. جوان قدبلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این‌که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهٔ آنیلی معروف، نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم.

 »

و زمانی که فخرالدین حجازی در سال ۱۳۵۹ به ایتالیا سفر می‌کند و با ادواردو آشنا می‌شود، از او می‌خواهد که یک بار دیگر تشرف خویش را به تشیع اعلام نماید. سپس فخرالدین حجازی نام مهدی را برای او انتخاب می‌کند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره می‌گرفت.

ادواردو همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام آشنا کند. به دعوت او دوستش، لوکا گائتانی لاواتلی اسلام آورد و مسلمان شد. او مدتی در ایتالیا منزوی بود و در یک آپارتمان در شهر رم زندگی می‌کرد.

      

او چند بار به ایران سفر کرده و با امام خمینی(ره) و  امام سیدعلی خامنه‌ای دیدار کرده و به زیارت علی ابن موسی رضا(ع)، امام هشتم شیعیان رفت.

شهادت

۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (۲۴ آبان ۱۳۷۹) جسد ادواردو در زیر پل «ژنرال فرانکو رومانو» پیدا شد، ظاهر قضیه نشان می‌داد که وی از روی پل به پائین پرت شده‌است.

آثار پیرامون او

آثار زیادی پیرامون او تهیه شده‌است. از آن جمله فیلم ادواردو است. کتاب‌های زیادی نیز راجع به شخصیت و زندگی او نوشته شده‌است که از آنها می‌توان به کتاب هدیه مسیح (سیری در زندگی ادواردو آنیلی) از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی اشاره کرد.

                                   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 لوکا گائتانی لاواتلی                                    

لوکا گائتانی لاواتلی (Luca Gaetani)، مسلمان و شیعه، فرزند یکی از بزرگ‌ترین و معروفترین تولید کنندگان شراب در ایتالیا که به  (سلطان شراب)معروف است ،بود که در سال ۱۳۸۶ کشته شد.

پدر وی مالک کارخانه بزرگ و قدیمی تولید مشروبات الکلی به نام مونتالچینو Montalcino می‌باشد. کارخانه‌ای که اینک بدست برادرش جلاسیو Gelasio Gaetani D'Aragona Lovatelli به همراه مراکز پورنو اداره می‌شود.


لوکا از زمان کودکی از دوستان ادواردو بود. وی در سال 1988 به همراه ادواردو آنیلی به ایران آمد.

در آن زمان ادواردو از طرف شبکه یک تلویزیون ایتالیا مسئول تهیه یک فیلم مستند در مورد ایران شده بود.

ادواردو با اعمال نفوذ خود توانسته بود مجوز ساخت چنین برنامه مستندی را بگیرد. او خود مسئولیت ساخت مستند را بر عهده گرفت تا مستندی متفاوت و مبتنی بر حقایق جنگ و ایران بسازد. فیلمی که بعداً از تلویزیون پخش شد،...

در این سفر ادواردو ، دوست خود لوکا گائتانو لاواتلی را با خود به ایران آورد، لوکا در این سفر به عنوان فیلمبردار به ایران آمده بود.

در این سفر ادواردو به قدیری ابیانه گفت که با لوکا در مورد اسلام صحبت کرده و او را تا مرز اسلام آورده است اما نتوانسته است او را مسلمان کند اما بر این باور بود که یک هل برای اسلام آوردن او کافی بود و از قدیری می خواهد که با لوکا صحبت کند. قدیری ابیانه نیز به مدت حدود دو ساعت با لوکا در هتل آزادی (اوین) به تنهایی صحبت می‌کند. جلسه‌ای که منجر به اسلام آوردن وی و پذیرش تشیع می‌شود. (www.ghadiri.org )

سپس به اتفاق هم به منزل حضرت آیت الله سید علی گلپایگانی واقع در یوسف آباد می‌روند و آنجا مراسم تشرف لوکا به تشیع برگزار می‌گردد.

لوکا در این سفر به همراه ادواردو به جبهه‌های جنگ سفر می‌کند. البته در آن زمان آتش بس بین ایران و عراق برقرار شده بود.

یکی از دوستان مشترک می‌گوید، لوکا بدون اینکه در کلیسا ازدواج رسمی کند با دو زن زندگی کرده است. زن اولش مربوط به دوران قبل از پذیرش اسلام بود. البته تا مدتها با او زندگی می‌کرد و از او دختری حدودا 25 ساله به نام سامبا Samba دارد.

وی سپس با زن دیگری زندگی مشترکی را آغاز نمود. وی را شرعا صیغه کرده بود و از وی دو فرزند دارد. به نام‌های Raimondo, Ruggero روجرو و ریموند.

لوکا ناچار بود بین ثروت و عقیده یکی را انتخاب کند و او نیز مثل ادواردو عقیده را برگزیده بود.

زندگی ساده و شغل فیلمبرداری را بر تولید مشروب و فعالیت در امور مستهجن را ترجیح داده بود و به خاطر عقایدش توسط خانواده منزوی و مطرود شده بود. او به خانواده اش گفته بود که بین عقیده و ثروت عقیده را ترجیح می‌دهد.

دکتر قدیری ابیانه در سفری که سالها قبل بعد از اسلام آوردن لوکا به ایتالیا داشت به منزل او رفته بود. لوکا عکس حضرت امام را در اطاق خود نصب کرده بود و جا نماز و مهر را برای نماز برای او آورده بود.

یک برادر لوکا به نام کریستوفولو Cristofolo با ادواردو و لوکا بسیار صمیمی بود. او بر اثر یک سانحه در ورزش چتربازی چترش باز نشد و سقوط کرده و جان خود را از دست داده بود.

برنامه خبر ظهر کانال یک تلویزیون ایتالیا در روز 13 فروردین 3 آوریل 2007 خبر پیدا شدن جسد کنت (لقب اشرافی) لوکا گائتانی لاواتلی 52 ساله را می‌دهد.

                                            
در حالی که شهید ادواردو با لوکا دوست بوده، جلاسیو برادر لوکا با لاپو الکان پسر خواهر یهودی زاده ادواردو که با شهادت ادواردو به جانشینی پدر ادواردو برگزیده شد دوست بوده و در فسادهای او مشارکت داشته است.

ادواردو را به شهادت رسانده و جسد او را در زیر پلی قرار داده و خودکشی وانمود کردند، و همین طریق برای قتل لوکا به کار گرفته شده است.

در حالی که پلکان مسیر رفتن به زیر پل به خون لوکا آغشته بوده جسد او در زیر پل پیدا شده و علیرغم برداشت‌های اولیه در مورد قتل او دستهایی تلاش می‌کنند آن را خود کشی حلوه دهند.

شباهت قتل هر دو نفر(ادواردو و لوکا) نشان می‌دهد که قتل توسط یک گروه انجام شده است با این تفاوت که لوکا از نظر جسمانی قوی تر از ادواردو بوده و مقاومت هایی از خود نشان داده است و زخم هایی بر بدن او مشاهده گردیده است که پلیس در صدد نسبت دادن آن به زخم‌های هنگام پرت شدن از پل است حال آنکه اگر او خود را از پل پرت کرده بود نباید مسیر راه پله به خون او آغشته باشد.

برخی منابع سعی می‌کنند با گمانه پردازی قتل او را به معتادینی که ممکن است در محل تردد داشته اند نسبت دهند و یا او را نیز به اعتیاد مواد مخدر متهم نمایند!

ادواردو در سفری که به ایران آمده بود به قدیری ابیانه گفته بود که دوستش لوکا را تا مرز قبول اسلام آورده است و از قدیری خواست با او صحبت کند

                                       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 بنابر نوشته روزنامه ایل جورناله می‌نویسد که لوکا که  شغل فیلمبرداری سینما را برای خود برگزیده بود، ساعت 2 نیمه شب 13 فروردین دوم آوریل 2007 از منزل خارج شده و سپس جسدش در زیر پل گاریبالدی Garibaldi در حاشیه رودخانه تراستوره Trastevere در رم یافت می‌شود.

لوکا سومین برادر این خانواده است که با مرگ مرموز روبرو می‌شود و تنها برادر زنده او نیز به تولید مشروبات الکلی و امور پورنو مشغول است. باید بررسی شود که آیا جلاسیو همسر و فرزندانی یهودی دارد یا نه؟!

یکی از تاکتیک‌های صهیونیستها برای تمرکز ثروت ازدواج با افراد بسیار ثروتمند است تا از این طریق ثروت به فرزندان یهودی زاده برسد. اما توطئه در اینجا ختم نمی‌شود. بلکه مرگ و میر در خانواده‌ای که یکی از آنها با زنی یهودی ازدواج کرده است شروع می‌شود به نحوی که سهم ارث وارثین یهودی افزایش یابد.


بلایی که بر سر خانواده ادواردو نازل شد و ظاهراً خانواده گائتانی نیز احتمالاً دچار آن شده است.

لازم به ذکر است که دکتر قدیری ابیانه در سی دی ای تحت عوان " ادواردو و موضوع زن و حجاب در اسلام و غرب" شرح مسلمان شده لوکا را بدون ذکر نام او تشریح کرده است.


در این سی دی دکتر قدیری ابیانه توضیح می‌دهد که ادواردو به او (قدیری) گفته بود که لوکا را تا مرز اسلام آورده است ولی نتوانسته است او را مسلمان کند و از قدیری می خواهد با او صحبت کند.

دکتر قدیری در سی دی مذکور توضیح داده است که با صحبت با او به این نتیجه رسید که او در کلیات اسلام مشکلی ندارد اما عاملی باعث می‌شود که از پذیرش اسلام امتناع کند. قدیری ابیانه با شناختی که از تبلیغاتی ایتالیادر مورد اسلام و حجاب و وضعیت زن د ر اسلام داشت حدس می‌زند که مشکل او همین مسئله باشد لذا در این مورد با او صحبت کرده و فلسفه حجاب در اسلام و قوانین در مورد زن را تشریح می‌کند. این مسئله برای لوکا که از خانوادهای بود که از طریق پورنوگرافی و مشروبات الکلی به ثروت افسانه‌ای دست یافته بود بسیار جذاب می افتد و بلافاصله مسلمان و شیعه می‌شود.

دکتر قدیری ابیانه در این سی دی مطالبی را که در مورد زن و حجاب در اسلام و مقایسه آن با فرهنگ غربی مطرح ساخته را تشریح می نماید. سی دی ای که به شدت مورد استقبال بینندگان آن قرار گرفته است.

مراسم تشییع لوکا 17 فروردین در کلیسای سانتا ماریا در تراستوره در رم برگزار گردید.

در کنار تابوت کنت لوکا گائتانی لوواتلی داراگونیا والدینش، برادرش جلاسیو با خانم اولیوا سالواتی، دوستش خانم مارینا ویندیچ گراتز ، فرزندانش ریموند، روجرو سامبا وآقای آلین الکان شوهر اول یهودی خواهر ادواردو نیز حضور داشت. با شهادت ادواردو ثروت و مدیریت به فرزندان خواهرش ادواردو رسید. 200 نفر در تشییع جنازه لوکا شرکت کردند. ادواردو آنیلی به دوست ایرانیش گفته بود که آلین الکان یهودی (شوهر خواهر ادورادو) کانون خطر و توطئه علیه او است.

کشته شدن

خبر درگذشت لوکا ۱۳ فروردین ۱۳۸۶ در حالی که جسد وی در زیر پلی کشف شده بود، منتشر شد.

پیوندها

منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 20:27  توسط شمیم  | 

نامه های بر باد رفته

حالا من نیز از کوفه دلگیرم!

نمی دونم چرا این روزها و از بین این همه مناسبتهای تقویم بیشتر از همه دلم درگیر و تب "شهادت سفیر با فراست  نینوا"ست......و جالبتر اینکه اولین سالی هست که اینجور روزشمار تقویم عاشورا رو از مبدا حرکت "مسلم به کوفه"رصد می کنم....شاید این از اولین محسنات "مختارنامه سیما" باشد که تازه بعد از سالها اینقدر ملموس "من هم اینجای تقویم که می رسد از کوفه و هر چه کوفی مسلک است دلگیرم...

                                                               

چه غریبانه آمدی مسلم!

چه غریبانه قدم بر می داری،سردار!ضرباهنگ گامهایت تنهاییت را جار می زنند؛به این کوچه ها اعتمادی نیست..باورت نمی شود ...پس کو آنهمه دست هایی  که برای بیعت از هم سبقت می گرفتند؟!

چقدر دلتنگیت بزرگ است سردار!...

پسر عقیل اعتماد نکن به لبخندهای این شهر "همیشه بدنام" که ضجه های کودکان غریبت را به دنبال دارند...

مسلم! به شهر زجر علی اعتماد نیست...

اما مرد...به تنهایی میندیش که تنهایی تو با سرنوشت کربلا گره خواهد خورد!

کوفه  را به دوزخ خیانت های بی شمارش بسپار !

این تقدیر توست که در عشق ال الله (علیه السلام)؛نامت در کتیبۀ تاریخ در صف مردان مکتب حسینی  حک شود...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 22:6  توسط شمیم  | 

تو را خواهم گریست،هرگاه به یاد کربلا باشم..

                                                                            

در شب سالگرد"نبودنت" تورقی در تاریخ ستاره های خفته در "غربت آباد بقیع" کردم،....

اما دیدم که تاریخ به یاد ندارد هیچ گاه چون طفلان دیگر،کودکی کرده باشی!

مصیبت کربلا آنقدر بزرگ بود که تو به ناگه  در پنج سالگی ات به بلوغ درد رسیدی و شور طفولیتت را در پشت خرابه دلتنگ شام جاگذاشتی..

بعد ازآن که ستاره بخت عمه کوچکت شبانه در ویرانه های بی کسی دفن شد ،تو نیز ستاره همزادت را گم کردی!

                                    "مولا محمد از تبار محمد"(صلی الله علیکم

 

                               

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 0:52  توسط شمیم  | 

پیشگوییهای نوستراداموس درباره ایران

پيشگوئيهاى نوسترآداموس و انقلاب «جهانى امام مهدى(عج)»    


هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ «آگوست 1989م» پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از «محورهاى شرارت» در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.


در اين مجال سعى بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه گذاشته شود يا از آن دفاع گردد و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد. البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمى‏توان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بينى و آينده‏نگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها (The clash of civilizations) را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است. پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.

... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.1

جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد. ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.2 بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.

ميشل دونوسترادام (Michel De Nostradame) كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد.

خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كاباليست‏ها را مستقيماً به وى تعليم داده است. نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه؛ يعنى مون‏پليه در رشته پزشكى فارغ‏التحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد. شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحى‏آميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد. سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ يعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد. نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:

... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.
                                    

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران


شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.3

از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.4

مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...5

ادبيات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترين نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى‏توان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:

آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.

دو محاصره،در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد.
آن مرد،از فشار تشنگى،به خاطر دو فنجان مملو از آب،كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]
نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد.6
رهبر پاريس،اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتيهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.

در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.7

در هنگامه دميدن خورشيد،آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛
صدا و روشنايى،در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت.
در ميانه كره خاك،مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،آتش و خشكسالى آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.8
سرزمين مسكونى،از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمينها،جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،نفاق و مرگ پيش خواهد آمد.

و از چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:
شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.9

تو اى فرانسه!اگر،از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛
خود را،در ميانه دريا و جزاير،در محاصره خواهى يافت؛
و پيروان محمد،در برابر تو خواهند ايستاد.
و همچنين تو، اى درياى آدرياتيك!
استخوان خران و اسبان راخواهى جويد.10
و باز مى‏گويد:
آن مرد،با سلاحها و آتش درخشان،
در نزديكى درياى سياه،از پرشيا براى تسخير ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛خورشيد،درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛روشن خواهد كرد.11
                            

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...12

كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.

هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟

مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.13

در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.

... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...

رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.14

م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...15

شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...16

در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،
آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.
همچنين نوسترآداموس در چنين مى‏سرايد كه:
امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمدص] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.17

بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.


ماهنامه موعود شماره 37


پى‏نوشتها:

1 . سانتورى‏هاى (5/25 ، 10/75 ، 2/29 و 10/31).          2 . (قطعه 5/25).
3 . (قطعه 5/55).          4 . (قطعه 2/29).            5 . (سانتورى 4 / قطعه 59).
6 . (3/63)                                            ۷ . (سانتورى 2 / قطعه 91)
8 . (سانتورى 2 / قطعه 95)                     9 . سانتورى 2 / قطعه 96
10 . (سانتورى 3 / قطعه 23)                   11 . (5/27)
12 . سانتورى 5 / قطعه 47                      13 . سانتورى 2 / قطعه 86
14 . نوسترآداموس، نامه به فرزند، ص274    15 . سانتورى 3 / قطعه 27
16 . سانتورى 10 / قطعه 62                    17 . سانتورى 10، قطعه 31
 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد



+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 23:21  توسط شمیم  | 

عروسک باربی -روح آمریکایی

عروسک باربي ـ روح آمريكايي/

پديده عروسك باربي                                          

 در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.
 در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.
 عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است. 

 كمپاني «متل»

  كمپاني متل در سال 1945،  توسط زوج «هندلر» و «مت» در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.

متل و «ميكي ماوس»                                        

 كمپاني متل در 1955،  براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.

                                       

جهت گيري در عروسك سازي

 در سال 1959،  به دليل علاقه دختر «هندلر» به عروسك هاي كاغذي،  اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني «لي لي» شد.

عروسك «لي لي»                                      

 عروسك «لي لي»، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني «لي لي» به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.

تغيير نژاد

 كمپاني «متل»، امتياز عروسك «لي لي» را از آلمان خريد، و پس از تغييراتي، صورت بندي نژادي آن را به نژاد «آنگلوساكسون» همانند كرد و به توليد انبوه آن در آمريكا اقدام نمود.

تولد باربي

 اين عروسك تغيير نژاد يافته ( به نژاد آمريكايي ـ انگليسي آنگوساكسون) باربي لقب گرفت. باربي، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئيس كمپاني متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسك باربي به قيمت سه دلار فروخته مي شد؛ اما اكنون هر عروسك باربي اصل ساخت كمپاني متل 4500 دلار قيمت دارد.

از طراحي موشك ضد هوايي تا طراحي عروسك باربي

 طراح تغييرات «باربي» در آمريكا در كمپاني «متل»، «جك رايان» است. وي قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمريكا) طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.

تولد كن ( دوست پسر باربي)                                           

 در سال 1961،  كمپاني« متل» عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس كمپاني متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد.
 بعدها در سال 1963، عروسك «ميچ» و در سال 1965، عروسك اسكيپر به جمع «كن» و« باربي» پيوستند.

دوستان زرد و سياه باربي                                        

 در سال 1968، كمپاني «متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملا همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا كه به باربي سياهان معروف شد، با نام «كريستين» توسط كمپاني «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990، «كي يرا» باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.

كمپاني متل و هري پاتر

 در سال 2000، كمپاني «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستانهاي «هري پاتر» شامل: عروسك هاـ پازل هاـ خودروهاـ بازي هاي كامپيوتري ـ و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري كمپاني سينمايي وارنر) خريداري نمود.

فيلم هاي باربي

 در سال 2001 عروسك «باربي» در اولين فيلم كامپيوتري خود به نام باربي در فندق شكن ظاهر شد. از آن پس تاكنون، تعداد قابل توجهي فيلم كامپيوتري، انيميشن، فيلم سينمايي، و مستهجن سكس در مورد باربي توليد شده است.

دوباره سازي باربي

 در طي ساليان گذشته، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس، آموزگار، پزشك، دندانپزشك، دامپزشك، خواننده موسيقي راك، ژيمناست، كارآگاه، افسر نيروي دريايي، افسر خلبان،  مهماندار هواپيما، دزد، گدا و… كه اين شخصيت پردازي ها، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.

باربي و سياست                                               

 در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است. در طول انتخابات ايالتي و ملتي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام، گرانادا، پاناما و در انتهاي جنگ سرد، باربي نقشهاي متفاوتي ايفا كرد.
 در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 1990، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت. تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي، براي نبرد ضد تروريسم اين بود: باربي ـ روح آمريكايي.

باربي و تعليم و تربيت

 خانم «روت هندلر» همسر رئيس كمپاني متل دريافته بود همچنان كه فرزندش باربارا رشد مي كند، به شخصيت سازي و تقليد از بزرگسالان در رفتار با عروسكهاي كاغذي مي پردازد، بنابراين طرح ايده ابداع عروسك واقعي (سه بعدي) به ذهن او خطور كرد.
 پس از ساخت باربي، تصميم بر اين شد تا مدل هاي گوناگوني از لباسها در اختيار كودكان قرار گيرد تا آنان بتوانند شخصيت دلخواه خود را در مدل هاي مختلف به باربي ببخشند. به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد.
 كمر باريك و اندام كشيده باربي باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و ساير كشورها براي اينكه اندامشان شبيه باربي شود يا از الگوي باربي خيلي فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه كافي در سن رشد خود پرهيز كنند. لذا آمار حيرت آور سازمانهاي بهداشتي غرب از سوء تغذيه دختران غربي خبر مي دهد.
 چون مطرح مي شد كه تركيب اندام باربي هيچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربيت دختران براي اينكه در سنين بزرگسالي هيچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسيار موثر بود. در دهه 90 ميلادي به دليل كاهش نرخ توليد مثل در غرب به ويژه در آمريكا، باربي براي تربيت دختران در آن زمينه وارد صحنه شد و در 1955 اين عروسك با يك جنين در شكم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربي به دست خود، اشتياق مادر شدن بيابند. امروزه اسكيپر كه خواهر كوچك باربي محسوب مي شود، بخشي از پاسخ به درخواست سياست گذاران فرهنگي براي بچه دار بودن باربي است.
 نگاهي به تحول لباسها و شخصيت باربي، بيانگر آن تحول اجتماعي است كه باربي در آن آفريده شده است. امروزه عروسك بزرگ باربي در هيكل يك دختر جوان حقيقي، براي مقاصد مستهجن در فروشگاه هاي غربي خريد و فروش مي شود. تعداد زيادي از هنرپيشه ها و خوانندگان زن غربي با صرف هزينه هاي زياد اندام و چهره خود را همچون باربي مي سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربي بر روي تمام وسايل مورد استفاده كودكان و نوجوانان اعم از لوازم التحرير، لوازم بهداشتي و آرايشي، پوشاك، اسباب بازي، لوازم تزئيني و… حك شده است و حتي خوردني هاي فانتزي كودكان مانند آدامس و شكلات نيز از حضور باربي بي نصيب نيستند. چه اينكه دخترها در سراسر جهان بايستي حضور مدل و الگوي غربي خود( باربي) را همواره در پيرامون خود حس كنند. مادران غربي مي پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه كه بايد بالغ مي شوند؟ دليل اين بلوغ زودرس جنسي دختران ما در چيست؟

استراتژي فرهنگي آمريكا و باربي                                            

 از آنجا كه بيان دكترين فرهنگي آمريكا بر اومانيسم (بشر مداري به جاي خدا محوري)، ليبراليسم(اباحي گر)، سكولاريسم( عرفي انديشي و دنيا گرايي) و هدونيسم (لذت محوري) است، طبيعي است كه سياستمداران و استراتژيست هاي فرهنگي آمريكا تلاش نمايند تا از طريق شيوه و راهكارهاي مختلف، بنيان فرهنگي خود را تقويت، و آن را در آمريكا و در سراسر جهان بسط و تسري دهند. يكي از اين شيوه ها، تربيت دختران آمريكا و سراسر جهان با گزاره هاي فرهنگ آمريكايي است. لذا به عنوان بهترين و كارآمدترين راه، اگر دختران ساير ملت ها با «ارزش» هاي آمريكايي تربيت شوند، اين دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار مي شوند، لذا مبتني بر ارزش هاي آمريكايي، جامعه شان را اداره مي كنند و اين مهمترين كاركرد تهاجمي يك فرهنگ مهاجم است كه شهروندان، ديگر ممالك را با ارزش هاي خود بپرورانند.
 اينگونه است كه باربي در استراتژي فرهنگي آمريكا واجد بالاترين تأثيرها و ارزش گذاري هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگي عروسك باربي، مهمترين اقدام در گام نخست تبيين مخاطرات تربيتي و فرهنگي اين عروسك است. لذا هشدار بصيرت بخش در صدر اين اقدامات است.

مكانيزم تربيتي عروسك باربي                                      

 عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر مايحتاج و ملزومات ضروري كودكان و نوجوان از قبيل لوازم التحرير، كيف، كفش، شكلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسايل شخصي و… كه به بيش از دهها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و خود را به آنان تحميل و موجب خريد عروسك مي گردد. خريداران باربي با خريد يك عروسك كارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسايل مكمل آن را از قبيل لباس خواب، وسايل حمام، مايوي شنا، لباس مهيماني، وسايل آرايش و… را كه همه ساله در چندين نوبت نيز تغيير مد داده، بازسازي و توليد مي شوند را تهيه و همواره آن را به روز نمايند. بديهي است مدل لباس باربي و تمام آنچه كه تحت عنوان متعلقات عروسك عرضه مي شود، مدل لباس و ساير وسايل مورد نياز دختران و زنان قرار گرفته و بدين صورت دختران مأنوس با اين عروسك با سليقه باربي ( يا به قول دقيقتر با سليقه و خواست يك زن آمريكايي) بزرگ شده و در زماني كه به سن انتخاب مي رسند، دقيقاً داراي سليقه اي همانند باربي (يا يك زن آمريكايي) مي باشند. بنابراين هر آنچه در تمدن غرب براي انحطاط بشر توليد و عرضه مي شود، قبلاً ذائقه و احساس نياز به آن را با هزينه مصرف كنندگان به وجود آورده اند پديده «باربي بيس» يكي از نمودهاي عيني در داخل كشور است كه متخصصان تربيتي و تغذيه داخلي با نگراني فراوان از طريق رسانه هاي جمعي در جستجوي راه حلي براي آن و اطلاع رساني به خانواده هاي ايراني براي پيشگيري و جلوگيري از گسترش آن هستند؛ در شرايطي كه در صفحه نيازمندي هاي روزنامه هاي صبح و عصر آگهي هاي بسيار فريبنده اي با عبارات اغفال كننداي دختران اين مرز و بوم را با وعده و وعيد فراوان به باربي شدن دعوت مي نمايند.
 نبايد فراموش كرد كه تا اين لحظه، هيچ كشور و ملتي نتوانسته است در برابر باربي، رقيبي ماندگار و جدي بتراشد و در اين عرصه كاملاً شكست نخورده باشد كه از جمله «عروسك سندي» در انگليس مي باشد.                                         

                                                                   
 باشد كه عروسك هاي ملي “سارا“ و “دارا“ كه از نژاد آريايي و داراي فرهنگي ايراني ـ اسلامي مي باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتي سنگين و نفس گير، باربي را در رزمگاه تربيتي دختران جهان اسلام با شكست روبرو سازد.

نویسنده : استاد حسن عباسی،منابع : جنبش فداييان اسلام و باشگاه اندیشه و موعود آخرالزمان

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 21:39  توسط شمیم  |